عبد الله بن قدامة ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

113

كتاب التوابين ( توبه كنندگان ) ( فارسى )

50 - هبّار بن الاسود واقدى مىگويد : واقد بن ابى ياسر « 42 » ، از يزيد بن رومان « 43 » نقل مىكند كه زبير بن عوّام « 44 » مىگفته است : هيچگاه نديدم كه پيامبر ( ص ) از هبّار نام ببرد مگر اينكه نسبت به او خشمگين بود ، و پيامبر ( ص ) هيچگاه گروهى را به جنگ نمىفرستاد مگر اينكه به آنان مىفرمود : اگر به هبّار دست يافتيد نخست دست و پايش را ببريد و سپس گردنش را بزنيد . « 45 » زبير مىگفته است : به خدا سوگند همواره در جستجوى او بودم و از او مىپرسيدم و اگر پيش از آنكه به حضور پيامبر آمد بر او دست مىيافتم بدون ترديد او را مىكشتم . تا آنكه روزى در محضر پيامبر نشسته بودم ناگاه به حضور رسول خدا ( ص ) آمد و شروع به پوزش‌خواهى كرد . و از جبير بن مطعم « 46 » روايت است كه گفته است به هنگام بازگشت رسول خدا ( ص ) از جعرانه « 47 » در مسجد به حضورش نشسته بودم ناگاه هبّار بن اسود آمد ، همين كه مردم او را ديدند

--> - اما اشعار ابن زبعرى را نياورده است ، اين اشعار با اختلافات اندكى در پاره‌اى از كلمات در سيره ابن هشام ، ص 61 ، ج 4 ، چاپ مصطفى السقّا ، مصر 1355 ق آمده است ، البته ابن هشام افزوده است كه برخى از شعرشناسان منكر اين هستند كه از ابن زبعرى باشد . ( 42 ) . از محدثان و راويان قرن دوم هجرى است كه واقدى در مغازى فقط به نقل همين روايت از او پرداخته است . ( 43 ) . اسدى از وابستگان خاندان زبير و درگذشته به سال 120 يا 130 هجرى است و از كسانى است كه به تاريخ جنگهاى اسلامى وارد بوده است ؛ به الاعلام زركلى ، ص 234 ، ج 9 مراجعه فرماييد . ( 44 ) . از اصحاب محترم و پسرعمه پيامبر ( ص ) و مقتول به سال 36 هجرى است كه پاره‌اى از مسلمانان توبه او را به سبب آتش‌افروزى در نبرد جمل پذيرفته مىدانند و گروهى او را بدفرجام مىشمرند ؛ براى اطلاع از شرح حالش به اسد الغابة ، ص 196 ، ج 2 مراجعه كنيد . ( 45 ) . گناه هبار اين است كه به زينب دختر بزرگوار رسول خدا با نيزه حمله كرده و موجب سقط جنين او شده است ؛ به مغازى واقدى ، ص 857 مراجعه فرماييد . ( 46 ) . جبير از اشراف و خردمندان قريش است كه در فاصله صلح حديبيه و فتح مكه اسلام آورد و از نسب‌شناسان مشهور عرب است . مرگش به سال 57 يا 59 هجرى بوده است ؛ به الاستيعاب ابن عبد البر در حاشيه الاصابة ، ص 230 مراجعه فرماييد . ( 47 ) . نام جايى ميان طايف و مكه كه به فتح اوّل و هم به كسر آن و تشديد حرف سوم آمده است ؛ به منتهى الارب مراجعه فرماييد .